برای خاطر محبوبم

چند جرعه عشق با طعم "یا زهرا"...

برای خاطر محبوبم

چند جرعه عشق با طعم "یا زهرا"...

این روزها میخانه که پیدا نمیشود
کافه زده ام
کافه عاشقی،
برای خاطر محبوبم.
فقط نکته ای هست؛
و آن این است که...
اینجا هیچ شرابی نداریم که طمعش "یا زهرا" نباشد...
و هیچ جرعه ای نمی نوشیم که با "یا زهرا" همراه نیست...
همین...!

برای خاطر محبوبم
آخرين جرعه ها
۱۸ اسفند۱۲:۵۵
 

امان از این "در" و "دیـوار"...

نه گذاشتند؛ علی نرود!..

نه گذاشتند؛ زهرا بماند...!

 

....................................................

پی نوشت: سرخی در و دیوار از شرم بود...

عروج آسمانی | ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۵۵
۱۷ اسفند۰۱:۱۷

 

آرامِ آرام بود...

قدم هایشان؛

اما...

با پنجه های لرزان شانه را فشرد؛

... :حسن جان! "آرام تر" برویم...!

 

....................................................

پی نوشت: دست نامرد کسی از سر غیرت "رد" شد...

عروج آسمانی | ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۷
۰۲ اسفند۱۵:۵۴
 

حرف دلش را به در گفت

دیوار هم شنید

هر دوشان سرخ شدند...

 

....................................................

پی نوشت: در بین آن دیوار و در!...

عروج آسمانی | ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۵۴
۲۷ خرداد۱۳:۴۱
 

نه تنی را می خواهم...

نه تن ها را...

و نه تن را...

.

.

.

من تنها "وصل" می خواهم...

 

....................................................

پی نوشت: همین!...

عروج آسمانی | ۲۷ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۱
۰۷ خرداد۰۴:۴۷

 

هم "خـــدا" را

می خواهم

هم "خـــرما" را

نمی خواهم

....................................................

پی نوشت: خدا شیرین تر است...

عروج آسمانی | ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۰۴:۴۷
۰۷ خرداد۰۰:۰۸

 

آن شب...نمی دانم!

من ضریح را در آغوش گرفتم

یا ضریح مرا...

 

........................................

پی نوشت: گفت می خواهی برو اما بمانی بهتر است...

عروج آسمانی | ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۸
۰۶ خرداد۱۶:۲۵
 

"طــو"

ضمیر هفتم است؛

مثل حس ششم...

فرقش اینجاست

که "طــو" را فقط برای "تــو" آفریده اند!!!

 

 

........................................

پی نوشت: فقت خودط را می خواهم...

عروج آسمانی | ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۵
۰۴ خرداد۱۶:۲۶
 

"خشبختی من

پیدا کردن "طـــــــــو"

از میان این همه ضمیر بود؛

 

........................................

پی نوشت: "طــو" ضمیر هفتم است، مثل حس ششم

عروج آسمانی | ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۶
۰۹ تیر۱۱:۵۷

 

خدایا...

با تمام بی سوادی های بندگی ام

فقط یک جمله را خوب بلدم؛...

.

.

.

"آشغ طوعم"

........................................

پی نوشت: از این دلی که سال هاست، بندگی نکرده است/ فقط تویی که بنده خدا درست می کنی....

عروج آسمانی | ۰۹ تیر ۹۳ ، ۱۱:۵۷
۰۹ تیر۱۱:۴۹

 

می گویند "شهیدان خدایی"!

من اما بی نشانم؛

"گمنام" منم!!!

........................................

پی نوشت: صاحب که نیستم، اگر عبد بودم، لااقل مرا به صاحبم میشناختند...

عروج آسمانی | ۰۹ تیر ۹۳ ، ۱۱:۴۹
۰۳ تیر۱۴:۰۴

 

در خلوتی های حرم

جان می دهد؛ آدم!

یک دل سیر بشیند و فقط "جان" بدهد،

پای ضریح...

........................................

پی نوشت: جان دادن هم سخت است، آدم نمی فهمد دقیقا" باید از کجا شروع کند...!!!

عروج آسمانی | ۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۴:۰۴
۲۹ خرداد۰۳:۲۰

 

خدایا...

احساس میکنم؛ دارد به تنم سنگینی می کند؛

نمیخواهی برش داری؟!

"جانم" را می گویم

........................................

پی نوشت: از من بگیر هر آنچه تو را از من، او می کند...

عروج آسمانی | ۲۹ خرداد ۹۳ ، ۰۳:۲۰